علائم افسردگی
اگرچه ممکن است افسردگی تنها یک بار در طول زندگی رخ دهد، بیماران معمولاً اپیزودهای چندگانه افسردگی دارند. علائمی که در طول این اپیزودها، اکثر روزها و تقریباً هر روز بروز مییابند عبارتاند از:
- احساس ناراحتی، پوچی یا بدبختی
- فورانهای خشم، تحریکپذیری و زودرنجی یا ناامیدی حتی بر سر مسائل کوچک
- بیعلاقگی به یا لذت نبردن از فعالیتهای معمول مانند رابطه جنسی
- اختلالهای خواب، مانند بیخوابی یا خواب بیش از اندازه
- خستگی و کمبود انرژی به حدی که حتی برای انجام کاری کوچک تلاش فراوانی صرف شود.
- تغییر اشتها ـ اغلب با کاهش اشتها و از دست دادن وزن مواجه هستند، اما ویار غذایی و تمایل به خوردن زیاد و افزایش وزن نیز در برخی بیماران به چشم میخورد.
- اضطراب، آشفتگی یا کلافگی ـ برای مثال نگرانی مفرط، مدام بالا و پایین رفتن، فشردن دست یا ناتوانی در آرام نشستن
- کاهش سرعت فکر کردن، سخن گفتن یا حرکت دادن بدن
- داشتن احساس بیارزشی یا گناه، تمرکز بر ناکامیهای گذشته یا سرزنش کردن خود برای مسائلی که مسئولیتاش بر دوش بیمار نبوده است.
- دشواری در تفکر، تمرکز، تصمیمگیری و به یاد آوردن
- مدام در اندیشه مرگ بودن، فکر کردن به خودکشی، دست به خودکشی زدن یا خودکشی
- مشکلات جسمی غیرقابل توضیح مانند درد پشت یا سردرد
جهت رزرو نوبت برای درمان افسردگی با روش آر تی ام اس از کلینیک آر تی ام اس دکتر سعادتی با بیش از ۱۳ سال تجربه بالینی با روش آر تی ام اس با شماره های ۰۲۱۲۶۷۲۲۰۰۳ و ۰۲۱۲۶۷۲۲۰۰۴ تماس بگیرید و یا جهت کسب اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
علائم افسردگی بعضی افراد آنقدر شدید هستند که مشخص است مشکلی وجود دارد. حال آن که برخی دیگر در کل، احساس ناراحتی یا بدبختی میکنند، بدون آن که واقعاً بدانند علت افسردگی چیست.
انواع افسردگی
افسردگی بر هر فردی به شیوهای متفاوت از دیگری تأثیر میگذارد، بنابراین علائم ناشی از افسردگی در بیماران مختلف، متفاوتاند. پزشک برای مشخص ساختن نوع افسردگی اطلاعاتی را به نام شاخص افسردگی به تشخیص میافزاید. شاخصها، ابتلا به افسردگی در کنار مشخصههایی معین را دربرمیگیرند که برخی از آنها در زیر آورده شده است:
- اندوه و فشار نگران کننده ـ کلافگی غیرمعمول یا نگرانی راجع به پیشآمدهای احتمالی یا از دست دادن کنترل
- ویژگیهای آمیخته ـ شیدایی و افسردگی همزمان که توأم با افزایش عزت نفس، صحبت کردن مفرط و مطرح کردن شتابزده ایدهها و افکار است.
- ویژگیهای مالیخولیایی ـ افسردگی حاد در کنار کمبود شدید، واکنش نشان دادن به مایههای خوشی و لذت پیشین که با بیداری زودهنگام در صبح، وضعیت روحی بدتر در صبحها نسبت به دیگر اوقات روز، تغییر قابل توجه اشتها و احساس گناه، بیقراری یا تنبلی همراه است.
- ویژگیهای غیرمعمول ـ توانایی روحیه گرفتن از رخدادهای شاد و دلخوش کردن به آنها، افزایش اشتها، نیاز اندک به خواب، حساسیت به طرد و احساس سنگینی در بازوها یا پاها.
- ویژگیهای روانپریشی ـ افسردگی همراه با هذیان یا توهم که ممکن است موضوعهای نابسندگی فردی یا موضوعهای منفی را شامل شود.
- کاتاتونی (جمود خلسهای) ـ شامل فعالیت حرکتی درگیر در تحرک بیهدف و غیرقابل کنترل یا وضع اندامی ثابت و انعطافناپذیر میشود.
- آغاز پریپارتوم ـ به هنگام بارداری یا در هفتهها یا ماههای پس از زایمان (پست پارتوم) رخ میدهد.
- الگوی فصلی ـ مرتبط با تغییرات فصلی و کمتر قرار گرفتن در معرض نور خورشید است.
علائم افسردگی در کودکان و نوجوانان
علائم رایج افسردگی در کودکان و نوجوانان مشابه علائم بزرگسالان هستند، اما ممکن است تفاوتهایی نیز با هم داشته باشند.
- علائم افسردگی کودکان کوچکتر شامل ناراحتی، تحریکپذیری و زودرنجی، وابستگی و چسبیدن به دیگران، نگرانی، درد و ناراحتی، اجتناب از رفتن به مدرسه یا کموزنی میشود.
- علائم افسردگی نوجوانان، ناراحتی، تحریکپذیری و زودرنجی، احساس بیارزشی و منفیبافی، عصبانیت، عملکرد ضعیف یا کم حضور پیدا کردن در مدرسه، احساس درک نشدن و حساسیت مفرط، مصرف مواد مخدر یا الکل، خوردن یا خوابیدن بیش از اندازه، خودآزاری، بیعلاقگی به فعالیتهای متداول و پرهیز از برقراری تعامل اجتماعی را دربرمیگیرد.
- احتمال دارد افسردگی با عارضههای سلامت ذهنی دیگری مانند اضطراب، اختلالات تغذیهای، سوءمصرف مواد یا اختلال کاستی توجه/ بیشفعالی (ADHD) همراه باشد.
علائم افسردگی در سالمندان
افسردگی، بخش طبیعی پا به سن گذاشتن نیست و نباید راحت از کنار آن گذشت. متأسفانه غالباً افسردگی سالمندان تشخیص داده نمیشود و بنابراین درمان هم نمیگردد، و خود آنان نیز تمایلی به کمک گرفتن ندارند. علائم افسردگی سالمندان ممکن است متفاوت یا ناآشکارتر از دیگر گروههای سنی باشند. از جمله این علائم میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
- مشکلات حافظه یا تغییرات شخصیتی
- خستگی، از دست دادن اشتها، اختلالهای خواب، درد داشتن یا بیعلاقه شدن به رابطه جنسی که ناشی از مصرف دارویی خاص یا عارضهای پزشکی نباشد.
- تمایل به ماندن در خانه در عوض بیرون رفتن و برقراری روابط اجتماعی و انجام کارهای جدید
- فکر کردن به خودکشی به ویژه در مردان مسن
علتها و دلایل
علت دقیق افسردگی مشخص نیست، و مانند بسیاری از اختلالهای ذهنی، عاملهای گوناگونی میتوانند در بروز آن نقش داشته باشند، از جمله:
- تفاوتهای زیستشناختی (بیولوژیک). ظاهراً دگرگونیهای فیزیکی در مغز افراد افسرده به وجود آمده است. اهمیت این تغییرات هنوز نامشخص است، اما در تعیین دقیق علل افسردگی ارزشمندند.
- شیمی مغز. انتقال دهندههای عصبی، به طور طبیعی در مواد شیمیایی مغز یافت میشوند که احتمالاً در بروز افسردگی بیتأثیر نیستند. پیامد خارج شدن این مواد شیمیایی از حالت موازنه و تعادل، بروز علائم افسردگی است.
- هورمونها. به هم خوردن تعادل هورمونهای بدن ممکن است در آغاز افسردگی نقش داشته باشد یا خود موجب تحریک افسردگی شود. تغییرات هورمونی از مشکلات تیروئید، یائسگی یا شماری از دیگر عارضهها ناشی میشوند.
- ویژگیهای موروثی. افسردگی در میان افرادی شیوع بیشتری دارد که خویشاوندان بیولوژیک (خونی)شان نیز از این عارضه رنج میبرند. پژوهشگران در تلاش یافتن ژنهای مؤثر در بروز افسردگی هستند.
- رخدادهای زندگی. حوادث آسیبزا مانند مرگ یا از دست دادن یکی از عزیزان، مشکلات اقتصادی، فشار و استرس بالا یا صدمه دوران کودکی، آغازگر افسردگی در برخی افراد به شمار میروند.
آزمایشها و تشخیص
آزمایشها و آزمونها، در از میدان حدس خارج کردن مشکلات دیگر دامن زننده به علائم، و تشخیص دقیق و بررسی عارضههای مرتبط مفید واقع میشوند:
- معاینه فیزیکی. پزشک معاینه فیزیکی انجام میدهد و پرسشهای جامع و دقیقی دربارهی سلامتی شما مطرح میکند. در برخی موارد، افسردگی به مشکل سلامت جسمانی نهفته و اساسی ارتباط مییابد.
- آزمونهای آزمایشگاهی. برای مثال پزشک آزمایش خون معروف به شمارش کامل گویچههای خون (CBC) را یا آزمایش تیروئید را برای اطمینان از عملکرد مناسب آن انجام میدهد.
- ارزیابی روانشناختی. پزشک یا مشاور سلامت ذهنی برای بررسی نشانههای افسردگی از علائم، افکار، احساسات و الگوهای رفتاری شما جویا میشود. شاید پزشک از شما بخواهد تا پرسشنامهای را جهت پاسخدهی آسانتر به این سؤالات تکمیل کنید.
درمانها و داروها
داروها
انواع بسیاری از داروهای ضدافسردگی برای درمان این بیماری در دسترساند که به شماری از آنها در زیر اشاره خواهیم کرد. در خصوص اثرات جانبی احتمالی مهم این داروها با پزشک معالج یا داروشناس گفتگو کنید.
- مهارکنندههای بازجذب انتخابی سروتونین (SSRI . (SSRIs معمولاً نخستین دارویی است که پزشکان برای درمان افسردگی تجویز میکنند. این داورها ایمنتر هستند و معمولاً اثرات جانبی آزاردهنده کمتری نسبت به دیگر گونههای داروی ضدافسردگی دارند.
- مهارکنندههای بازجذب نورپینفرین و سروتونین (SNRIs). دولکستین (سیمبالتا)، ونلافاکسین (افکسور XR) و دسونلافاکسین (پریستیک) نمونههایی از SNRI به شمار میروند.
- مهارکنندههای بازجذب دوپامین و نورپینفرین (NDRIs). بوپروپیون (ولباترین) در این دسته قرار میگیرد و یکی از معدود داروهای ضدافسردگی است که معمولاً اثرات جانبیاش روابط جنسی را دربرنمیگیرد.
- ضدافسردگیهای غیرعادی. این داروها را نمیتوان دقیقاً در دستههای دیگر ضدافسردگیها قرار داد. از جمله میتوان به ترازودون و میرتازاپین (رمرون) اشاره کرد که هر دو آرامبخش هستند و معمولاً شب هنگام مصرف میشوند.
- ضدافسردگیهای سه حلقهای. ضدافسردگیهای سه حلقهای، مانند ایمیپرامین (توفرانیل) و نورتریپتیلین (پاملور)، معمولاً اثرات جانبی شدیدتری از ضدافسردگیهای جدید دارند. بنابراین سه حلقهایها تجویز نمیشوند، مگر آن که پس از مصرف SSRI بهبودی حاصل نشود.
- مهارکنندههای مونوآمین اکسیداز (MAOI . (MAOIsها، برای نمونه ترانیل سیپرومین (پارنیت) و فنلزین (ناردیل) عموماً زمانی تجویز میشوند که مصرف دیگر داروها نتیجهبخش نبوده باشد، چون مصرف MAOIها اثرات جانبی جدیای به دنبال دارد.
- دیگر داروها. داروهای دیگر را میتوان به همراه ضدافسردگیها مصرف نمود تا اثرشان بیشتر شود. ممکن است پزشک ترکیبی از دو ضدافسردگی یا داروهایی نظیر پایدارکنندههای وضعیت روانی یا ضدروانپریشی را توصیه کند. داروهای ضداضطراب و محرک را نیز میتوان به مدت کوتاه مصرف نمود.
رواندرمانی
رواندرمانی یک اصطلاح کلی برای درمان افسردگی از طریق صحبت با مشاور سلامت ذهنی در مورد وضعیت روحی و مسائل مرتبط است. از رواندرمانی با نامهای مکالمه درمانی، مشاوره یا درمان روانشناختی نیز یاد میشود.
گونههای متفاوت رواندرمانی مانند رفتار درمانی شناختی، درمان میان فردی، رفتار درمانی دیالکتیک، درمان پذیرش و تعهد و تکنیکهای تمرکز حواس میتوانند در درمان افسردگی مؤثر باشند. این درمانها به بیمار کمک میکنند تا:
- الکتروشوک درمانی (ECT). در این روش، جریانهای برق از مغز عبور داده میشوند. تصور میشود که این روش بر سطوح انتقال دهندههای عصبی مغز تأثیر میگذارد و زمانی که دیگر روشهای درمانی از معالجه افسردگی درمیمانند، ECT به سرعت افسردگی، حتی از نوع شدید، را تسکین میدهد. اثرات جانبی جسمی، مانند سردرد، قابل تحملاند. برخی افراد نیز حافظه خود را، البته به طور موقتی، از دست میدهند. از ECT معمولاً برای افرادی استفاده میشود که با مصرف داروها بهبودی در وضعیتشان حاصل نمیشود، به دلیل به خطر افتادن سلامتشان قادر به مصرف ضدافسردگیها نیستند یا احتمال اقدام به خودکشیشان بالا است.
- توانایی تحمل و پذیرش فشار و اضطراب را با بهرهگیری از رفتارهای سالمتر در خود پرورش دهد.
- تعیین اهداف واقعبینانه برای زندگی را فرابگیرد.
- حس رضایتمندی و توانایی هدایت زندگی را بازیابد و به این ترتیب علائم افسردگی نظیر ناامیدی و عصبانیت را سرکوب سازد.
- مسائلی را که منجر به بروز افسردگی میشوند تشخیص دهد و در صدد تغییر رفتارهای وخیمتر کننده اوضاع برآید.
- راههای بهتری را برای دست و پنجه نرم کردن با مشکلات و حل آنها بیاید.
- به دنبال ایجاد رابطه و کسب تجربه باشد و تعامل مثبت با دیگران را افزایش دهد.
- رفتارها و باورهای منفی را بشناسد و با گونههای مثبت و سلامت جایگزین کند.
- خود را با بحران یا دیگر مشکلات جاری تطبیق دهد.
- تحریک مغناطیسی فراجمجمهای (TMS)
TMS تی ام اس
TMS گزینه درمانی برای افرادی است که به ضدافسردگیها واکنش نشان ندادهاند. برای انجام این روش، بیمار روی صندلی با پشتی متحرک مینشیند و روغن درمانی بر روی پوست سرش مالیده میشود. سیمپیچ تکانههای مغناطیسی کوتاهی را برای تحریک یاختههای عصبی به مغز که در تعدیل وضعیت روانی و افسردگی نقش دارد، میفرستد. بیمار معمولاً این درمان را پنج تا شش نوبت به فاصله یک هفته دریافت میکند. تحریک مغناطیسی فراجمجمهای مکرر (rTMS) به عنوان روشی ایمن و قابل تحمل برای بیمار تشخیص داده شده است که میتواند درمان مؤثری برای آن دسته از بیماران مبتلا به افسردگی باشد که داروهای ضدافسردگی برایشان نتیجهبخش نبوده است یا به دلیل عوارض جانبی ناشی از آن داروها قادر به مصرفشان نیستند.
پزشک سیمپیچ الکترومغناطیس را مقابل پیشانی بیمار در نزدیکی ناحیهای از مغز قرار میدهد که تعدیل کننده رفتار و وضعیت روانی است. سپس سیمپیچ تکانههای مغناطیسی را به بخش تعیین شدهای از مغز میرساند. این عمل جریان الکتریکی را در یاختههای عصبی مشخصی القاء میکند. rTMS با الکتروشوک درمانی تفاوت دارد، چرا که در ECT جریان الکتریکی داخل مغز آزاد میشد.
جلسه عادی rTMS معمولاً اندکی کمتر از یک ساعت طول میکشد. پزشک تحریک مغناطیسی مغز را در چند مرحله در طول جلسه وارد میکند. طول هر مرحله، شدت و وقفه بین مراحل بنا به صلاحدید پزشک و وضعیت بیمار تغییر داده میشود تا بهترین نتیجه به دست آید.
تحریک مغناطیسی فراجمجمهای مکرر، روش درمانی نسبتاً نوینی است و پزشکان همچنان در حال بررسی اثرات آن هستند. اما دانشمندان بر این باوراند که تحریک مغناطیسی بسامدهای امواج مغزی را دوباره تنظیم میکند و به سطح طبیعی برمیگرداند و به این طریق علائم افسردگی را بهبود میبخشد.
تحریک مغناطیسی فراجمجمهای مکرر معمولاً تنها پس از عدم موفقیت رواندرمانیها و نتیجهبخش نبودن داروها پیشنهاد میشود. پزشکان پیش از بررسی امکان انجام rTMS، دستکم برای یک دوره تلفیقی از داروهای ضدافسردگی و رواندرمانی را امتحان میکنند.
مناسبترین افراد برای انجام rTMS بیماران افسردهای هستند که با دیگر روشها تسکین نیافتهاند. همچنین ممکن است انجام دیگر درمانهای تحریک مغز برای این دسته از بیماران بیش از اندازه خطرناک باشد. بیمارانی که برای انجام روشهایی چون ECT از سلامت کافی برخوردار نیستند نیز میتوانند از این روش بهرهمند شوند.
بستری شدن و برنامههای درمانی قابل اجرا در خانه
افسردگی بعضی از بیماران آنقدر شدید است که چارهای جز بستری کردنشان در بیمارستان باقی نمیماند. زمانی بستری کردن ضرورت مییابد که بیمار به اندازه کافی به فکر خود نباشد و از خود مراقبت نکند یا احتمال داده شود که در معرض خطر آنی باشد یا در صدد آزار خود و دیگران برآید. بستری شدن در بیمارستان و قرار گرفتن تحت نظر روانپزشک به بیمار کمک میکند تا ایمنی و آرامش خود را بازیابد و پس از بهبود وضعیت روحی به خانه بازگردد.
بستری شدن جزیی (اقامت در بیمارستان برای بخشی از روز) یا برنامههای درمانی روزانه، نیز به یاری بیماران افسرده میآیند. در این برنامهها تدابیری برای پشتیبانی از بیماران سرپایی اندیشیده میشود و در صورت لزوم به آنان مشاوره داده میشود و در این بین تلاش میگردد تا علائمشان تحت کنترل درآورده شوند.



